X
تبلیغات
رایتل
غزل ۳۲۹

این شعر از زیبا ترین غزلهای حافظ است که در مدح حضرت باب الحوائج حضرت عباس بن علی ، ابو الفضایل سروده شده است . که به درخواست دوست بسیار عزیزم صاحب وبلاگ در پناه تو  این هفته این شعر را بررسی میکنیم.البته سعی میکن به علت طولانی بودن فقط قراینی که ادعای بنده را ثابت میکند را عرض کنم و از توضیحات اضافی بپرهیزم.طبیعی است که اگر توضیح بیشتری در مورد ابیات خواستید در خدمتم.

جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
یعنی غلام شاهم و سوگند می‌خورم

از زبان حضرت عباس میفرماید که غلام حضرت اباعبدالله هستم.


ساقی بیا که از مدد بخت کارساز

کامی که خواستم ز خدا شد میسرم

 

جامی بده که باز به شادی روی شاه
پیرانه سر هوای جوانیست در سرم


راهم مزن به وصف زلال خضر که من
از جام شاه جرعه کش حوض کوثرم

اشاره به امان نامه ی شمر دارد و میفرماید حیات جاودان را به رخ من مکش که من از حوض جدم علی بن ابی طالب سیرابم .که "و رزق ربک خیر و ابقی"


شاها اگر به عرش رسانم سریر فضل
مملوک این جنابم و مسکین این درم

در این بیت حضرت به صفت خود اشاره میکنند یعنی ابو الفضل و میفرماید هرچه هم با فضل باشم مملوک و گدای در همین خانه ام.(خانه اباعبدالله)


من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال
کی ترک آبخورد کند طبع خوگرم

اشاره دارد به ازلی بودن محبت بین او و امام حسین علیه السلام
سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل
بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران

ور باورت نمی‌کند از بنده این حدیث
از گفته کمال دلیلی بیاورم

 

گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر
آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم

این بیت تضمینی است که از کمال آورده است و این بیت از حافظ نیست

 

منصور بن مظفر غازیست حرز من
و از این خجسته نام بر اعدا مظفرم

منصور لقب حضرت امام حسین است و مظفر هم لقب امیرالمومنین . و میفرماید که این نام نگهبان من است


عهد الست من همه با عشق شاه بود
و از شاهراه عمر بدین عهد بگذرم

 

گردون چو کرد نظم ثریا به نام شاه
من نظم در چرا نکنم از که کمترم

این جهان با نام حسین علیه السلام خلق شده است و چرا من شعر فارسی ام را با نام او نگویم (این بیت از زبان خود حافظ است)


شاهین صفت چو طعمه چشیدم ز دست شاه
کی باشد التفات به صید کبوترم

شاهین های شکاری که شکار شاه را میآوردند برای جایزه لقمه ای از همان کبوتر شکار شده را از دست شاه میگرفتند و دیگر به خود شکار کاری نداشتند.


ای شاه شیرگیر چه کم گردد ار شود
در سایه تو ملک فراغت میسرم

 

شعرم به یمن مدح تو صد ملک دل گشاد
گویی که تیغ توست زبان سخنورم
در این بیت حافظ رمز جاودانگی و زیبایی و نفوذ کلام حافظ را بیان میکند و آن این است که شعر حافظ همه در مدح ائمه معصومین علیهم السلام است

 

بر گلشنی اگر بگذشتم چو باد صبح
نی عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم

 

بوی تو می‌شنیدم و بر یاد روی تو
دادند ساقیان طرب یک دو ساغرم

 

مستی به آب یک دو عنب وضع بنده نیست
من سالخورده پیر خرابات پرورم

شراب تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر وشورش


با سیر اختر فلکم داوری بسیست
انصاف شاه باد در این قصه یاورم
شاه بسیار خوش انصاف بود و الا من اینقدر ها هم قابل نبودم که این همه مقام به من داده اند.


شکر خدا که باز در این اوج بارگاه
طاووس عرش می‌شنود صیت شهپرم

فرمود به جای دو دست قلم شده عباس به او دو بال در بهشت عطا کردیم که در آنجا هم ساقی باشد و بین طبقات مختلف بهشت روزی رسان باشد.
طاووس عرش هم بنا به روایت حضرت صاحب الزمان است که ارادت خاصی به حضرت عباس علیه السلام دارند.المهدی طاووس اهل الجنه


نامم ز کارخانه عشاق محو باد
گر جز محبت تو بود شغل دیگرم


شبل الاسد به صید دلم حمله کرد و من
گر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم

میفرماید درست است که من کسی نیستم ولی به هر حال دست پرورده کسی مثل امیرالمومنین هستم.


ای عاشقان روی تو از ذره بیشتر
من کی رسم به وصل تو کز ذره کمترم
در مصرع اول میفرماید عاشقان تو از ذرات عالم بیشترند
و من از ذره در برابر تو کمترم


بنما به من که منکر حسن رخ تو کیست
تا دیده‌اش به گزلک غیرت برآورم

حضرت با غیرت مخصوص خود میفرماید به من بگو که کیست منکر روی تو؟
تا چشمانش را با گزلک (وسیله ای آهنین برای کفاشها) در آورم


بر من فتاد سایه خورشید سلطنت
و اکنون فراغت است ز خورشید خاورم


مقصود از این معامله بازارتیزی است
نی جلوه می‌فروشم و نی عشوه می‌خرم
در حراج ها برخی اصلا قصد خرید ندارند و فقط قیمت را بالا میدهند تا قیمت بالا رود . به این کار میگویند بازار تیزی.
حضرت عباس میفرماید این همه زیباییها و جلوه های من برای این است که بدانند من غلام و طفل دبستان حسین هم نیستم. و الا قصد مطرح کردن خود راندارم.





Powered by WebGozar