X
تبلیغات
رایتل
غزل ۱۰۲

دوش آگهى ز یار سفرکرده داد باد
من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد

 

کارم بدان رسید که همراز خود کنم
هر شام برق لامع و هر بامداد باد

به قدری رازداری و پرده پوشی کردم که مجبور بودم راز خود را با برق و باد در میان بگذارم.

 

در چین طره تو دل بى حفاظ من
هرگز نگفت مسکن مالوف یاد باد
مسکن اصلی دل من طره‌گیسوی شماست . و من هرگز در کنار شما احساس غربت نمیکنم ولو هزاران کیلومتر از وطن اصلی ام دور باشم.
لذا حضرت فرمودند : نحن البیوت . ما خانه هایی هستیم که با آنها آرامش مییابید.

 

امروز قدر پند عزیزان شناختم
یا رب روان ناصح ما از تو شاد باد

در این بیت کسانی را که برای او خیرخواهی کرده بودند را دعا میکند.

 

خون شد دلم به یاد تو هر گه که در چمن
بند قباى غنچه گل میگشاد باد

با هر بهانه دلم یاد تو میکرد .

 

از دست رفته بود وجود ضعیف من
صبحم به بوى وصل تو جان بازداد باد

جانی که دوست ببخشد نه جانی است مثل همه جانها  که آن همان حیات طیبه ای است که وعده کرده بودن. فلنحیینه حیاه طیبه

 

حافظ نهاد نیک تو کامت برآورد
جان ها فداى مردم نیکونهاد باد

حضرت فرمودند کسی که ولایت ما را دارد ما ذاتش را دوست داریم ولی از اعمال بدش بدمان میآید ولی کسی که ولایت ما را ندارد ما عمل خوبش را دوست داریم ولی ذاتش را خیر.
گروه اول به هدایت نزدیکترند.

 





Powered by WebGozar