X
تبلیغات
رایتل
غزل 23

خیال روی تو در هر طریق همره ماست


نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست


یاد معشوق مهمترین قدم در عشق است که جرعه جرعه محبت او را در جام عاشق میریزد.



به رغم مدعیانی که منع عشق کنند


جمال چهره تو حجت موجه ماست


جمال زیبای تو به قدری گویا و زیبا است که هر کس ما را از این راه منع کند یعنی او را نمیبیند.



ببین که سیب زنخدان تو چه می​گوید


هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست


منظور از چه ما چاه زنخدان (گودی بین چانه و لب) تو است که هزار یوسف مصری برای رسیدن به سیب چانه ات به درون آن افتاده اند


در جای دیگر حافظ میگوید:


مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است
کـجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا



اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد


گناه بخت پریشان و دست کوته ماست


اگر من نمیتوانم اسیر دام گیسویت شوم به خاطر بی عرضگی خودم است و الا تو کسی هستی که دام گیسویت را همه جام گسترانیده ای و مترصد نشسته ای تا من به دامت بیفتم.



به حاجب در خلوت سرای خاص بگو


فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست


به نگهبان در کویت سفارش مرا بکن



به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است


همیشه در نظر خاطر مرفه ماست


این بیت ادامه بیت قبل است


به نگهبان بگو درست است که در ظاهر ما را نمیبیند ولی همیشه در خاطر ما جا دارد و این به خاطر این است که او هم همیشه به یاد ماست . همانطور که در بیت اول همین شعر بیان شده است . واذکرونی اذکرکم



اگر به سالی حافظ دری زند بگشای


که سال​هاست که مشتاق روی چون مه ماست


این بیت هم ادامه دو بیت قبل است


که باز هم میگوید سفارش حافظ را بکن و بگو اگر حافظ تقاضای ملاقات داشت اجازه اش ده که سالهاست در این را مدامت میکند.


مهمل جانان ببوس آنگه به زاری عرضه دار


کز فراقت سوختم ای مهربان فریاد رس





Powered by WebGozar