X
تبلیغات
رایتل
غزل 2

صلاح کار کـجا و مـن خراب کـجا
بـبین تـفاوت ره از کجاست تا به کجا


اشاره به وسعت دید کم و کوته بینی ما در مقابل حکمت بالغه الهی است



دلـم ز صومعه بگرفت و خرقـه سالوس
کـجاسـت دیر مغان و شراب ناب کجا


دلم از ریاکاری گرفته


شرابی میخواهم تا از شر مردم خلاص شوم و دیگر به آنها فکر نکنم تا شاید عملی خالص انجام دهم که فقط برای او باشد. همانطور که در جای دیگر میفرماید


شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش


که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شرو شورش


چـه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
سـماع وعـظ کـجا نغمـه رباب کجا


کسی که عاشق شد دیگر در بند مردم و رسم و رسومات نیست و فقط اعمالش را یک نفر باید بپسندد


ز روی دوست دل دشمـنان چـه دریابد
چراغ مرده کـجا شمـع آفـتاب کـجا


دشمنان و معاندان قدرت فهم و درک زیبایی جمال دوست را ندارند که ختم الله علی قلوبهم


چو کحل بینش ما خاک آستان شماست
کـجا رویم بـفرما از این جـناب کـجا


خاک آستان شما طوطیای چشم ماست ، حال شما بفرمایید که کجا باید برویم؟


مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است
کـجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا


فریب زیبایی زنخدان(چانه) را مخور که مثل سیب درخشان است که برای رسیدن به آن باید از چاه زنخدان (گودی بین چانه و لب)بگذری . اشاره ایست به سختی های راه عشق


که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها


بـشد کـه یاد خوشش باد روزگار وصال
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا


یادش به خیر روزگار وصال ، یاد ناز و کرشمه و عتاب یار به خیر.


قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
قرار چیسـت صبوری کدام و خواب کـجا


ما زنده به آنیم که آرام نگیریم


در راه عشق خواب و خوراک معنا ندارد






Powered by WebGozar